دوباره غربت و آن ماجرای دلتنگيو من که گم شده ام لابه لای دلتنگيهزار و سیصد و چند سال...باید منتو را به شانه برم پا به پای دلتنگيازاین هوای مه آلود شهر دلگیرمو جار می زنمت باصدای دلتنگيشکسته شاخه ی صبرم بیا تماشا کننشسته کنج دلم آشنای دلتنگيتمام هستی خود را ز دست خواهم دادبه داد من نرسد گر خدای دلتنگياگرچه دفترشعرم همیشه دلتنگ استبه عالمی ندهم این صفای دلتنگي
چگونه سرکنم این روزها را بی او
خدا کند که بیابم دوای دلتنگی
نظرات شما عزیزان:
کد را وارد نمایید:
عکس شما
تبادل لینک هوشمند برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان انشا:موضوع آزاد و آدرس ensha.azad.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
خبرنامه وب سایت:
آمار وب سایت:
بازدید امروز : 101 بازدید دیروز : 5 بازدید هفته : 109 بازدید ماه : 107 بازدید کل : 132276 تعداد مطالب : 108 تعداد نظرات : 210 تعداد آنلاین : 1